پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش
آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود
آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .
بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب درباره اربعین حسینی
رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره اهمیت بزرگداشت اربعین میفرمایند: به شیعیان یاد دادند اینجا محل اجتماع شماست؛ اینجا میعاد بزرگی است که با جمع شدن در این میعاد، هدف جامعه شیعی و هدف بزرگ اسلامی جامعه مسلمین را باید به یاد هم بیاورید.
«اربعین حسینی» جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است، عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.
آری! عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این 40 روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلمستیزی باشد.
مقام شامخ ولایت، حضرت آیتالله العظمی خامنهای در 24 مهرماه سال 1366 این چنین از اهمیت بزرگداشت اربعین حسینی یاد میکنند:
«فقط یک جمله در باب اربعین عرض کنم؛ آمدن اهلبیت حسینبن علی(ع) به سرزمین کربلا، که اصل این آمدن مورد قبول هست، اما سال اول یا دوم بودن آن معلوم نیست، فقط برای این نبود که دلی خالی کنند یا تجدید عهدی بکنند؛ آنچنان که گاهی بر زبانها جاری میشود.
مسأله از این بسیار بالاتر بود، نمیشود کارهای شخصیتی مثل امام سجاد(ع) یا مثل زینب کبری(س) را بر همین مسائل عادی رایج ظاهری حمل کرد، باید در کارها و تصمیمات شخصیتهایی به این عظمت در جستوجوی رازهای بزرگتر بود.
مسأله آمدن بر سر مزار سیدالشّهدا(ع)، در حقیقت امتداد حرکت عاشورا بود، با این کار خواستند به پیروان حسینبن علی(ع) و دوستان خاندان پیغمبر و مسلمانانی که تحت تأثیر این حادثه قرار گرفته بودند تفهیم کنند، این حادثه تمام نشد؛ مسأله با کشته شدن، دفن کردن و اسارت گرفتن و بعد رها کردن اسیران خاتمه پیدا نکرد؛ مسأله ادامه دارد.
به شیعیان یاد دادند اینجا محل اجتماع شماست؛ اینجا میعاد بزرگی است که با جمع شدن در این میعاد، هدف جامعه شیعی و هدف بزرگ اسلامی جامعه مسلمین را باید به یاد هم بیاورید، تشکیل نظام اسلامی و تلاش در راه آن حتی در حد شهادت، آن هم با آن وضع! این چیزی است که باید از یاد مسلمانان نمیرفت و خاطره آن برای همیشه زنده میماند، آمدن خاندان پیغمبر، امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) به کربلا در اربعین به این مقصود بود».
*پینوشت:
-خطبههای نمازجمعه تهران، 24/7/1366، به نقل از کتاب «آفتاب در مصاف»، انشارات مؤسسه انقلاب اسلامی-دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنهای، صفحه 236
قدردانی خطيب جمعه نجف از مسيحيان عراق به خاطر احترام به اربعين حسينی
حجتالاسلام والمسلمين سيد صدرالدين قبانچی، خطيب جمعه نجف اشرف، ضمن محكوميت تلاشهای داخلی و خارجی بهمنظور برانگيختن جنگ طايفهای در عراق، اظهار كرد: ملت عراق، اين كشور را بر مبنايی واحد و يكپارچه ساخته و طی سالهای گذشته در خروج از فتنه طايفهای موفق عمل كرده است.
حجتالاسلام قبانچی كه در حسينيه «فاطميه» نجف اشرف خطبههای جمعه را ايراد میكرد، در ادامه افزود: شيعيان عراق شعارهای طايفهای را رد میكنند، زيرا معتقدند كه همه با آنها برادرند.
خطيب جمعه نجف اشرف با بيان اين كه شيعيان از ديگران حمايت میكنند، تصريح كرد: قانون اساسی عراق طايفهای نيست و حكومت اين كشور براساس مشاركت همگانی بنا شده است.
وی خاطرنشان كرد: ما میدانيم كه اهل تسنن شعارهای فرقهای را رد كرده و از اظهارات تفرقهافكنانه به دور هستند. همه ما همچون دستی واحد عليه كسانی كه خواهان تخريب عراق هستند، میايستيم.
حجتالاسلام قبانچی تأكيد كرد: ما نبايد اختلافات سياسی را به جنگ فرقهای بكشانيم و اين خواسته شيعيان و اهل تسنن است و عناصر سياه داخلی و خارجی چنين اقداماتی انجام میدهند.
ما از نخستوزير تركيه انتظار نداريم كه پرچم درگيری طايفهای در عراق را برافرازد و عربستان، قطر و تركيه را برای دخالت در امور اين كشور در يك صف قرار دهد.
خطيب جمعه نجف اشرف ضمن محكومكردن اظهارات نخستوزير تركيه مبنی بر اين كه اقليت شيعه بر عراق حاكم هستند، بيان كرد: اكثريت جمعيت عراق شيعيان هستند و ما از نخستوزير تركيه انتظار نداريم كه پرچم درگيری طايفهای در عراق را برافرازد و عربستان، قطر و تركيه را برای دخالت در امور اين كشور در يك صف قرار دهد.
حجتالاسلام سيدصدرالدين قبانچی در پايان از مسيحيان برخی استانهای عراق كه به خاطر همبستگی با برادران شيعه خود در ايام اربعين حسينی، جشنهای سال نو ميلادی را برگزار نكردهاند، قدردانی كرد.
بنا بر گزارشهای رسيده، شهروندان مسيحی استانهای «بصره» و «ميسان» در جنوب عراق، جشنهای سال نو ميلادی را به دليل فرارسيدن اربعين حسينی لغو كرده و تنها به برگزاری آيينهای معنوی و عبادی پرداختند.
برخی از شهروندان مسلمان اين دو استان نيز با حضور در كليساها فرارسيدن سال نو ميلادی را به شهروندان مسيحی تبريك گفته و به دليل ابراز همدردی مسيحيان با مسلمانان در اربعين شهادت حضرت اباعبدالله الحسين (علیه السلام)، از آنان قدردانی كردند.
مشهورترین واقعه ای که به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای کربلا بازگو می شود جریان رسیدن کاروان اهل بیت علیهم السلام به کربلا و هم زمانی این ماجرا با حضور جابر بن عبدالله انصاری در کربلا و زیارت قبر شریف امام حسین علیه السلام توسط او.
هر چند برخی از صاحب نظران این وقایع را بعید دانسته و منکر آن شده اند اما تحقیقات انجام شده نشان می دهد که این بعید دانستن ها و انکار ها صحیح نیست و دلیل قابل قبولی برای رد این دو واقعه وجود ندارد.(1)
آنچه در ادامه می آید گزارش هایی از این دو واقعه در منابع موجود است:
مصباح الزائر به نقل از عطا می نویسد: روز بیستم صفر با جابر بن عبد اللّه بودم هنگامى كه به غاضریّه رسیدیم در جوى آن جا غسل كرد و پیراهن پاكیزه اى را كه همراه داشت پوشید. سپس به من گفت: اى عطا ! آیا عطرى به همراه دارى؟
گفتم: سُعد (مادّه اى خوش بو كننده) دارم.
او از آن به سر و بقیّه بدنش مالید. سپس با پای برهنه رفت تا نزد سرِ امام حسین علیه السلام ایستاد و سه تكبیر گفت و بیهوش، بر زمین افتاد و هنگامى كه به هوش آمد، شنیدم كه مى گوید: سلام بر شما، اى خاندان خدا .. (2)
بشارة المصطفى به نقل از عطیّه عوفى(3) می نویسد: همراه جابر بن عبد اللّه انصارى، براى زیارت قبر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام حركت كردیم. هنگامى كه به كربلا رسیدیم، جابر به كرانه فرات، نزدیك شد و غسل كرد و پیراهن و ردایى به تن كرد و كیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت، جز آن كه ذكر خداى متعال گفت، تا این كه به قبر، نزدیك شد و [به من ]گفت: دست مرا بر قبر بگذار.
چون دست او را بر قبر گذاشتم، بیهوش، بر روى قبر افتاد. كمی آب بر او پاشیدم و هنگامى كه به هوش آمد، سه بار گفت: اى حسین!
با دوستدار محمّد و خاندان محمّد، رفاقت كن، كه اگر یك گامش از فراوانىِ گناهش بلغزد ، گام دیگرش به محبّت آنان استوار مى مانَد؛ چرا كه دوستدار آنان، به بهشت باز مى گردد و دشمن آنان ، به سوى آتش [دوزخ ]مى رود
آن گاه گفت : دوست ، پاسخ دوست را نمى دهد؟!
سپس گفت: چگونه پاسخ دهى، در حالى كه خون رگ هایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیكرت ، جدایى انداختند؟! گواهى مى دهم كه تو، فرزند خاتم پیامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند هم پیمان تقوا و چكیده هدایت و پنجمین فرد از اصحاب كسایى و فرزند سالار نقیبان و فرزند فاطمه ، سَرور زنانى ؟! و چگونه چنین نباشى ، در حالى كه از دست سَرور پیامبران، غذا خورده اى و در دامان تقواپیشگان ، پرورش یافته اى و از سینه ایمان، شیر نوشیده اى و با اسلام، تو را از شیر گرفته اند.
پاك زیستى و پاك رفتى؛ امّا دل هاى مؤمنان، در فراق تو خوش نیست، بى آن كه در این، تردیدى رود كه همه اینها به خیرِ تو بود. سلام و رضوان خدا بر تو باد! و گواهى مى دهم كه تو بر همان روشى رفتى كه برادرت یحیى بن زكریّا رفت .
آن گاه جابر، دیده خود را گِرد قبر چرخاند و گفت: سلام بر شما، اى روح هایى كه گرداگردِ حسین ، فرود آمده ، همراهش شُدید! گواهى مى دهم كه نماز را به پا داشتید و زكات دادید و به نیكى فرمان دادید و از زشتى ، باز داشتید و با مُلحدان جنگیدید و خدا را پرستیدید تا به شهادت رسیدید. سوگند به آن كه محمّد را به حق برانگیخت، در آنچه به آن در آمدید با شما شریك هستیم.
به جابر گفتم: اى جابر! چگونه [با آنان شریك باشیم]، با آن كه ما نه به درّه اى فرود آمدیم و نه از كوهى بالا رفتیم و نه شمشیرى زدیم، در حالى كه اینان، سرهایشان از پیكر، جدا شد و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند؟!
جابر گفت: اى عطیّه! شنیدم كه حبیبم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید : «هر كس گروهى را دوست داشته باشد، با آنان محشور مى شود، و هر كس كارِ كسانى را دوست داشته باشد ، در كارشان شریك مى شود»، و سوگند به آن كه محمّد را به حق به پیامبرى بر انگیخت، نیّت من و همراهانم، همان است كه حسین علیه السلام و یارانش بر آن رفته اند. مرا به سوى خانه هاى كوفه ببر .
چون دست او را بر قبر گذاشتم، بیهوش، بر روى قبر افتاد. كمی آب بر او پاشیدم و هنگامى كه به هوش آمد، سه بار گفت: اى حسین! آن گاه گفت: دوست، پاسخ دوست را نمى دهد؟! سپس گفت: چگونه پاسخ دهى، در حالى كه خون رگ هایت را بر میان شانه ها و پشتت ریختند و میان سر و پیكرت، جدایى انداختند؟!
هنگامى كه بخشى از راه را رفتیم ، گفت: اى عطیّه ! آیا سفارشى به تو بكنم ، كه دیگر گمان ندارم پس از این سفر، تو را ببینم دوستدار خاندان محمّد را، تا زمانى كه آنان را دوست مى دارد، دوست بدار و دشمن خاندان محمّد را، تا زمانى كه با آنان دشمن است، دشمن بدار، هر چند روزه گیر و شب زنده دار باشد، و با دوستدار محمّد و خاندان محمّد، رفاقت كن، كه اگر یك گامش از فراوانىِ گناهش بلغزد، گام دیگرش به محبّت آنان استوار مى مانَد؛ چرا كه دوستدار آنان، به بهشت باز مى گردد و دشمن آنان، به سوى آتش [دوزخ ]مى رود.(4)
مسارّ الشیعة می نویسد: در روز بیستم ماه صفر، بازگشت اهل حرمِ سَرور و مولایمان ابا عبد اللّه الحسین علیه السلام از شام به شهر پیامبر صلى الله علیه و آله است و آن، همان روزى است كه جابر بن عبد اللّه بن حِزام انصارى، صحابى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ كه خداى متعال از او خشنود باد ـ براى زیارت قبر ابا عبد اللّه علیه السلام از مدینه به كربلا آمد. او نخستین زائر امام حسین علیه السلام از میان مردم (یعنى از غیر خانواده ایشان) است.(5)
كفعمى در کتاب المصباح می نویسد: زیارت اربعین (چهلم) را به این خاطر چنین نامیدند كه زمان آن، روز بیستم ماه صفر است كه چهل روز از كشته شدن امام حسین علیه السلام مى گذرد و همان، روز ورود جابر بن عبد اللّه انصارى، صحابى پیامبر صلى الله علیه و آله ، از مدینه به كربلا براى زیارت قبر امام حسین علیه السلام است . او نخستین زائر امام حسین علیه السلام از میان مردم است. . . و در این روز، بازگشت اهل بیتِ امام حسین علیه السلام از شام به مدینه نیز اتفاق افتاده است .(6)
پی نوشت ها:
1. علاقه مندان می توانند به مقالاتی از این قلم و نیز دانش نامه امام حسین علیه السلام ج هشتم مراجعه کنند. در صفحه 401 آن کتاب پس از بررسی نظرات موافقان و مخالفان آمده است: بعید شمردن یا انكار بازگشت اهل بیتِ سیّد الشهدا به كربلا، به گونه اى كه محدّث نورى ، شیخ عبّاس قمى و استاد مطهّرى گفته اند ، صحیح به نظر نمى رسد.
2. مصباح الزائر: ص 286
3. ابو الحسن عطیّة بن سعد بن جُناده عوفى جدلى قیسى كوفى. امیر مؤمنان علیه السلام ، نام او را انتخاب كرد و در باره اش فرمود: «این ، عطیّه (هدیه) خداست». وى از تابعیان مشهور است و شیخ طوسى ، او را در زمره اصحاب امام على علیه السلام و امام باقر علیه السلام بر شمرده است و بَرقى، او را از اصحاب امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام دانسته است .
او مورد اعتماد و كثیر الحدیث است. وى همراه ابن اشعث ، علیه حَجّاج، قیام كرد و حَجّاج، به دلیل خوددارى وى از دشنامگویى به امام على علیه السلام، دستور داد چهارصد ضربه شلّاق به وى زدند و سر و ریشش را تراشیدند. او سپس به فارس پناه بُرد و در باقى مانده دوران حكومت حَجّاج، در خراسان، سُكنا گزید و زمانى كه عمر بن هُبَیره، حاكم عراق شد، به كوفه باز گشت.
او به سال 111 ق (بنا بر قول مشهور) و یا 127 ق (بنا بر قولى دیگر، كه ظاهرا به قرینه روایت كردنش از امام صادق علیه السلام، همین تاریخ، درست است)، در همان كوفه در گذشت. دانش نامه امام حسین علیه السلام ج8 ص358 (پاورقی)
اربعین به معنای چهلم است. بیستم ماه صفر به عنوان اربعین حسینی مشهور است. مسلمانان شیعه در این روز مراسم سوگواری به یاد حسین بن علی نوه پیغمبر اسلام و 72 تن از یارانش که در روز عاشورا به دست لشکریان یزید کشته شدند، برگزار می کنند.
در این روز همه جا سیاه پوش می شود، زیرا چهل روز از واقعه ی شهدای کربلا می گذرد. اربعین روزی است که حضرت زینب عیلها السلام و کاروان اهل بیت پس از مدت ها به کربلا رفتند و دوباره با شهدای کربلا دیدار کردند و بر سر مرقد مطهرشان عزاداری کردند. روزی که حضرت زینب و دیگر اسرا به کربلا رسیدند و وقتی ایشان بر سر مزار برادر بزرگوارشان رسیدند، به یاد روز عاشورا افتادند و اشک از چشمان ایشان جاری شد و با برادرشان از رنج هایی که کشیده بودند سخن گفتند و از دست دشمن ظالم و ستمگر نزد برادرش شکایت کردند.
اربعین حسینی
امام حسن عسگری (ع) زیارت اربعین را یکی از نشانه های مومن می داند. ما در این دعا به امام حسین علیه السلام که در کربلا به شهادت رسیدند سلام و درود می فرستیم و از خداوند می خواهیم دشمنان و کسانی که امام سوم ما را به شهادت رساندند به سزای اعمالشان برساند.
اربعین نقش سازنده و مفیدی در ماندگاری و جاودانگی حماسه ی عاشورا و اهداف و آرمان والای امام حسین علیه السلام دارد.
مورخان نوشته اند که جابر بن عبدالله انصاری، همراه عطیه عوفی در همان اولین اربعین پس از عاشورا به زیارت حسین رفتند.
نوشته شده توسط
yahossain139 در چهارشنبه 29 آذر 1391
حجةالإسلام و المسلمين رسول جعفريان طي مطلبي در خيمه نوشت: اعتبار اربعين امام حسين(ع) از گذشته ميان شيعيان و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين(ع) شناخته شده بوده است. کتاب «مصباح المتهجد» شيخ طوسي که حاصل گزينش دقيق و انتخاب معقول شيخ طوسي است از روايات فراوان درباره تقويم مورد نظر شيعه درباره ايام سوگ و شادي و دعا و روزه و عباردت است، ذيل ماه «صفر» مينويسد: نخستين روز اين ماه (از سال 121)، روز کشته شدن زيد بن علي بن الحسين است.
روز 20 صفر ـ يعني اربعين ـ زماني است که حرم امام حسين(ع) يعني کاروان اسرا، از شام به مدينه بازگشتند و روزي است که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا(ص)، از مدينه به کربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(ع) بشتابد و او نخستين کسي است که قبر آن حضرت را زيارت کرد.
در اين روز، زيارت امام حسين(ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است.
شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق(ع) آورده است: السلام علي ولي الله و حبيبه، السلام علي خليل الله و نجيبه، السلام علي صفي الله و ابن صفيه...
اين مطلبي است که شيخ طوسي، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن پنجم درباره اربعين آورده است. طبعا براساس اعتباري که اين روز ميان شيعيان داشته است، از همان آغاز که تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين ميخواندهاند و اگر ميتوانستهاند مانند جابر بر مزار امام حسين(ع) گرد آمده و آن امام را زيارت ميکردند. اين سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست و شاهديم که ميليونها شيعه عراقي و غير عراقي در اين روز بر سر مزار امام حسين(ع) جمع ميشوند.
در اينجا و در ارتباط با اربعين، چند نکته را بايد توضيح داد.
1ـ عدد چهل
نخستين مسألهاي که در ارتباط با «اربعين» جلب توجه ميکند، تعبير اربعين در متون ديني است. ابتدا بايد نکتهاي را به عنوان مقدمه يادآور شويم: اصولا بايد توجه داشت که در نگرش صحيح ديني، اعداد نقش خاصي به لحاظ عدد بودن، در القاي معنا و منظوري خاص ندارند؛ به اين صورت که کسي نميتواند به صرف اينکه در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده يا چهل يا هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصي داشته باشد. اين يادآوري، از آن روست که برخي از فرقههاي مذهبي، بويژه آنها که تمايلات «باطنيگري» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب ميکردهاند، و نيز برخي از شبه فيلسوفان متأثر از انديشهاي درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.
در واقع، بسياري از اعدادي که در نقلهاي ديني آمده، ميتواند براساس يک محاسبه الهي باشد، اما اينکه اين عدد در موارد ديگري هم کابرد دارد و بدون يک مستند ديني ميتوان از آن در ساير موارد استفاده کرد، قابل قبول نيست. به عنوان نمونه، در دهها مورد در کتابهاي دعا، عدد صد به کار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نميشود. همين طور ساير اعداد طي روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته گاه سوء استفادههايي هم از آنها ميشود. تنها چيزي که درباره برخي از اين اعداد ميشود گفت، آن است که آن اعداد معين نشانه کثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنين اظهار نظري شده است. بيش از اين هر چه گفته شود، نميتوان به عنوان يک استدلال به آن نظر کرد.
عدد «اربعين» در متون ديني
يکي از تعبيرهاي رايج عددي، تعبير اربعين است که در بسياري از موارد به کار رفته است. يک نمونه آن که سن رسول خدا(ص) در زمان بعثت، چهل بوده است. گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکري است. گفتني است، برخي از انبيا در سنين کودکي به نبوت رسيدهاند.
در قرآن آمده است «ميقات» موسي با پروردگارش در چهل روز حاصل شده است. در نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روي کوه صفا در حال سجده بود. (مستدرک وسائل، ج9، ص329) درباره بني اسرائيل هم آمده که براي استجابت دعاي خود چهل شبانه روز ناله و ضجه ميکردند. (مستدرک، ج5، ص239) اعتبار حفظ چهل حديث که در روايات فراوان ديگر آمده، سبب تأليف صدها اثر با عنوان اربعين در انتخاب چهل حديث و شرح و بسط آنها شده است. در اين نقلها آمده است که اگر کسي از امت من، چهل حديث حفظ کند که در امر دينيش از آنها بهره برد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل ديگري آمده است که اميرمومنان(ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت ميکردند، در برابر دشمنانم ميايستادم.(الاحتجاج، ص84)
مرحوم کفعمي نوشته است: زمين از يک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب، هيچ گاه خالي نميشود.(بحار، ج53، ص200) درباره نطفه هم تصور بر اين بوده که بعد از چهل روز علقه مي شود. همين عدد در تحولات بعدي علقه به مضغه تا تولد در نقلهاي کهن به کار رفته است، گويي که عدد چهل مبدأ يک تحول دانسته شده است.
در روايت است کسي که شرابخواري کند، نمازش تا چهل روز قبول نميشود. و نيز در روايت است که کسي که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند ميشود. نيز در روايت است که کسي که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قلبش را نوراني ميکند. نيز رسول خدا(ص) فرمود: کسي که لقمه حرامي بخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نميشود.(مستدرک وسائل، ج5، ص217)
اينها نمونهاي از نقلهايي بود که عدد اربعين در آنها به کار رفته است.
2ـ اربعين امام حسين(ع)
بايد ديد در کهنترين متون مذهبي ما، از «اربعين» چگونه ياد شده است. به عبارت ديگر، دليل بزرگداشت اربعين چيست؟ چنانکه در آغاز گذشت، مهمترين نکته درباره اربعين، روايت امام عسکري(ع) است. حضرت در روايتي که در منابع مختلف از ايشان نقل شده، زيارت اربعين را يکي از پنج نشانه مؤمن دانستهاند.
اين حديث تنها مدرک معتبري است که جداي از خود زيارت اربعين که در منابع دعايي آمده، به اربعين امام حسين(ع) و بزرگداشت آن روز تصريح کرده است. اما اينکه منشأ اربعين چيست، بايد گفت، در منابع به اين روز به دو اعتبار نگريسته شده است.
نخست روزي که اسيران کربلا از شام به مدينه بازگشتند. دوم روزي که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي پيامبر خدا(ص) از مدينه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را زيارت کند. شيخ مفيد(م413) در «مسار الشيعه» که در ايام مواليد و وفيات ائمه اطهار(ع) است، به روز اربعين اشاره کرده و نوشته است: اين روزي است که حرم امام حسين(ع)، از شام به سوي مدينه مراجعت کردند. نيز روزي است که جابر بن عبدالله انصاري براي زيارت امام حسين(ع) وارد کربلا شد.
در کتاب «نزهه الزاهد» هم که در قرن ششم هجري تأليف شده، آمده است: در بيستم اين ماه بود که حرم محترم حسين(ع) از شام به مدينه آمدند. (نزهه الزاهد، ص241) همين طور در ترجمه فارسي«فتوح ابن اعثم» (الفتوح ابن اعثم، تصحيح مجد طباطبائي، ص916) و کتاب «مصباح، کفعمي که از متون دعايي بسيار مهم قرن نهم هجري است اين مطلب آمده است. برخي عنوان کردهاند که عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسي، بر آن است که روز اربعين، روزي است که اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند، نه آنکه در آن روز به مدينه رسيدند. (لؤلؤ و مرجان، ص154) به هر روي، زيارت اربعين از زيارتهاي مورد وثوق امام حسين(ع) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است
نوشته شده توسط
yahossain139 در چهارشنبه 29 آذر 1391
سوره فجر
این سوره، در روایت امام صادق (ع) به سوره امام حسین (ع) مشهور است و توصیه شده که در نمازهای واجب و مستحب، خوانده شود: «اِقْرَؤُا سُورَةَ الفَجِرِ فی فَرائِضِکم وَ نَوافِلِکم، فَاِنها سُورَةُ الحُسَین (ع) وَ ارْغَبُوا فیها» (سوره فجر را در فرائض و نوافل بخوانید زیرا آن سوره حسین(ع) است و در آن رغبت داشته باشید.)(1)
و این نامگذاری، جالب است، «چرا که قیام کربلای حسین(ع)، خود انفجار فجری از ایمان و جهاد بود، در ظلمت شب جور و شرک بنی امیه، و همچنان که با فجر و آغاز روز، حرکت و حیات مردم شروع می شود. با خون حسین(ع) و یارانش در عاشورا، اسلام جانی تازه گرفت و حیاتی مجدد یافت».(2)
در ذیل روایتی از امام صادق(ع)، علت نامگذاری این سوره به سوره فجر، این بیان شده که سیدالشهداء نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه است و یارانش نیز اینگونه اند: «فَهُوَ ذُوالنَفسِ المُطمَئِنةِ الراضِیةِ المَرضِیةِ وَ اَصحابُهُ مِن آلِ مُحَمدٍ هُم الراضُونَ عَن اللهِ یومَ القِیامَةِ وَ هُوَ راضٍ عَنهُم».(3)
ترجمه: پس او صاحب نفس مطمئنه راضیه مرضیه است و اصحاب آن حضرت از آل محمد(ص) نیز از خداوند در روز قیامت راضی هستند و خداوند از آنها راضی است.
کهیعص
از حروف مقطعه قرآن در اول سوره مریم است، طبق برخی تفاسیر، این حروف رمزی اشاره به حوادث یا فضایل یا مسایلی دارد که اهل بیت به علم آن آگاهند. از جمله تفسیرها و تأویلهای این حروف، انطباق آن با حادثه کربلاست. در روایات است: حضرت زکریا نام پنج تن آل عبا را از جبرئیل فرا گرفت و چون به نام امام حسین(ع) می رسید، اندوهگین می شد و اشک در چشمش می آمد. اما با نامهای دیگر، اندوهش می رفت. راز آن را از خداوند پرسید. خداوند با «کهیعص» قصه آن را خبر داد. «کاف»، نام کربلاست، «ها»، کشته شدن عترت طاهره است، «یأ» یزید ستمگر، قاتل حسین(ع) است، «عین» عطش حسین(ع) و «صاد» صبر و مقاومت اوست. زکریا سه روز در مصیبت حسین(ع) گریست و از خدا خواست که فرزندی به او عطا کند و با محبت او، آزمایشش کند و آنگونه که محمد صلی الله علیه و آله را در سوگ فرزندش به داغ نشاند، او را هم داغدار کند. خداوند، یحیی را به او عطا کرد. یحیی هم همچون حسین(ع) شش ماهه به دنیا آمد. (4) میان یحیی بن زکریا و حسین بن علی شباهتهای دیگر نیز وجود دارد. سر هر دو مظلومانه بریده شده و سر هر دو در طشت و طبقی پیش طاغوت زمانشان نهاده شد.
سیمای حسین (ع) در احادیث پیامبر (ص)
حسینٌ منی و انا من حسین(ع). حدیثی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است و در کتب حدیثی شیعه و اهل سنت آمده است، متن کامل آن چنین است:
«حُسَینٌ مِنی وَ اَنَا مِن حُسَین اَحَب اللهُ مَن اَحَب حُسَینا وَ اَبْغَضَ اللهُ مَن اَبغَضَ حُسَینا، حُسَینٌ سِبطٌ مِنَ الا سباطِ، لَعَنَ اللهُ قاتِلَهُ»(5) اینگونه تعبیر (من از اویم و او از من است) نشانه وحدت کامل فکری، روحی، مرامی، جسمی و خط مشی است و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیم قرن پیش از حادثه کربلا، خواسته قیام و نهضت حسینی را تداوم راه خویش بداند و دشمنان سیدالشهداء را که دست خود را به خون او آلودند، دشمنان و قاتلان خود به حساب آورد. چرا که خشم و رضا و جنگ و صلح و یاری یا جفا بر حسین(ع)، همسان با خشم و رضا و جنگ و صلح و یاری و جفا بر پیامبر خداست. این دو، یک جان در دو بدن و یک فکر و مرام در دو زمانند.(6)
به تعبیر امام خمینی(ره): «با زنده نگه داشتن او اسلام زنده می شود. «أنا من حسین»، که روایت شده است که پیغمبر فرموده است، این معنایش این است که حسین مال من است، و من هم از او زنده می شوم».(7)
حسین، سید جوانان بهشت
پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فرمود: «الحَسنُ و الحُسَین سَیدا شَبابِ اَهلِ الجَنّة؛ حسن و حسین، دو آقای جوانان اهل بهشتند».
در بعضی از احادیث چنین آمده است که پیامبر فرمود: «فرشتهای از آسمان که مرا زیارت نکرده بود، از جانب خدا برای زیارت من، اذن خواست. پس به من خبر و مژده داد که دخترم فاطمه، سیدهی زنان امت من است و این که حسن و حسین، دو آقای جوانان اهل بهشتند».(8)
فضیلت دوستی حسین ـ علیهالسلام ـ و نکوهش دشمنی با آن حضرت
پیامبر اعظم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ بیرون آمد، در حالی که حسن و حسین با او بودند و هرکدام بر یک دوش پیامبر بودند. حضرت، یک بار حسن را میبوسید و یک بار حسین را؛ تا به ما رسید و فرمود: «مَن اَحبَّ الحسنَ و الحسینَ فَقَد اَحبّنی وَ مَنَ اَبغَضَهما فَقَد اَبغَضَنِی؛ هرکس حسن و حسین علیهالسلام را دوست بدارد، همانا مرا دوست داشته و هرکس آنها را دشمن بدارد، پس البته مرا دشمن داشته است».(9)
محبوب پیامبر (ص)
در روایت دیگری آمده است که: جمعی با رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ به میهمانی میرفتند و آن حضرت پیشاپیش آنان حرکت میکرد. در اثنای راه، حسین ـ علیهالسلام ـ را دید و خواست او را در آغوش بگیرد. حسین ـ علیهالسلام ـ به این سو و آن سو میدوید. پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ با مشاهدهی این حالت، تبسم میکرد تا آنکه او را در آغوش گرفته، یک دست خود را به پشت سر و دست دیگر را به زیر چانهی ایشان نهاد و لبهای مبارکشان را بر لبهای حسین ـ علیهالسلام ـ قرار داده، بوسه میزد و میفرمود: «حسین از من است و من از اویم. خداوند دوست دارد کسی را که او را دوست دارد». (10)
ابن عبدالبرّ قرطبی از ابوهریره روایت میکند که گفت: این چشمهایم دید و گوشهایم شنید که پیغمبر صلیاللهعلیهوآله، هر دو دست حسین را گرفته بود و پاهای حسین بر روی پاهای پیغمبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ بود. حسین بالا رفت تا پاهایش را بر سینهی پیغمبر گذارد. پس پیغمبر فرمود: دهان باز کن! پس بوسیدش، و سپس گفت: خدایا او را دوست بدار، زیرا من او را دوست میدارم».(11)
در البداء و التاریخ نقل شده که بعد از واقعه عاشورا یزید امر کرد تا خاندان و بانوان آن حضرت را بر در مسجد نگاه دارند تا مردم آنها را ببینند؛ و خودش سر مبارک حسین ـ علیهالسلام ـ را در جلو خود گذاشته بود و با چوب یا شمشیر بر لبان مطهر حضرت میزد. ابوبرزه اسلمی برخاست و گفت: «به خدا قسم، چوب تو، به همان موضعی میخورد که مکرر دیدم پیغمبر صلیاللهعلیهوآله آنجا را میبوسید».(12)
اول کسی که وارد بهشت میشود
روزی پیغمبر اکرم ـ صلیاللهعلیهواله ـ به علی ـ علیهالسلام ـ فرمود: «اولین کسانی که وارد بهشت میشوند، من، تو، فاطمه، حسن و حسین هستیم». علی علیهالسلام عرض کرد: «پس دوستان ما چطور»؟ پیغمبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فرمود: «به دنبال شما وارد میشوند».(13)
گلی از باغ دنیا
راوی میگوید: «خدمت رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ شرفیاب شدم. دیدم که حسن و حسین، روی دوش اویند. عرض کردم: ای رسول خدا! آیا این دو را دوست میداری؟ فرمود: برای چه دوست نداشته باشم، در حالی که این دو، گلهای مناند از باغ دنیا».(14)
فرزند نهم امام حسین (ع)
پیامبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فرمود: «حسن و حسین، دو امام امت من بعد از پدرشان میباشند، و دو آقای جوانان اهل بهشتند، و مادرشان، سیده زنان جهانیان و پدرشان، سیدالوصیین است. و از فرزندان حسین، نه نفرند که نهمین آنها از فرزندان من قائم است. طاعت او، طاعت من و مخالفت با او، مخالفت با من است. به سوی خدا شکایت میکنم از کسانی که فضیلت ایشان را انکار و احترامشان را بعد از من ضایع مینمایند، و خداوند کافی است در ولایت کارها و نصرت عترت من و امامان امت من؛ و انتقامگیرنده است از کسانی که حق آنها را انکار نمایند.(15)
خداوند محسن است و فرزند فاطمه حسین
پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فرمود: «چون خدا، آدم را آفرید، در سمت راست عرش، پنج شبح در نور دید که در سجده و رکوع هستند. آدم علیهالسلام پرسید: این پنج شبح که در هیبت و صورت من هستند، کیستند؟ خطاب شد: اینان پنج تن از فرزندان تو هستند که پنج اسم برای آنها از نامهای خود مشتق کردهام، و اگر برای اینان نبود، بهشت و جهنم، عرش و کرسی، آسمان و زمین، فرشتگان و آدمیان و جنّیان را نمیآفریدم. پس من محمودم و این، محمد است. من عالی هستم و این، علی است. من فاطرم و این، فاطمه است. من احسانم و این، حسن است. من محسنم و این، حسین است. به عزتم سوگند یاد نمودهام که هرکس ذرهای از کینهی ایشان را در دل داشته باشد، او را داخل آتش میکنم. اینان برگزیدگان من هستند، و به اینان نجات میدهم، و به اینان هلاک مینمایم. هر وقت حاجتی داری، به این پنج تن متوسل شو».
پس پیغمبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فرمود: «مائیم کشتی نجات! هرکس به آن متعلق شود، نجات یابد و هرکس از آن برگردد، هلاک شود».(16)
دوستان حسین، اهل بهشتند
ابنعباس، حدیثی طولانی از پیغمبر ـ صلیاللهعلیهوآله ـ در فضائل حَسنین ـ علیهمالسلام ـ روایت کرده که در پایان آن میفرماید: «خدایا! تو میدانی که حسن، حسین و عمو و عمهی آنان، اهل بهشتند. هرکس آنها را دوست بدارد، در بهشت است و هرکس آنها را دشمن بدارد، در آتش است».(17)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
1. سفینة البحار ، ج 2 ، ص 346 ، عوالم ( امام حسین ) ، ص 97 .
2. آشنایی با سوره ها ، جواد محدثی ، ص 92 . در این باره مقاله ادبی تحلیلی « سوره فجر، سوره امام حسین» را در «روایت انقلاب» ص 138 بخوانید.
3. عوالم ( امام حسین ) ، ص 98 .
4. تفسیرالبرهان ، ج 3 ، ص 3 ، بحارالانوار ، ج 44 ، ص 223 . آیات دیگری نیز به شهادت امام حسین (ع) تأویل شده است . ر . ک : بحارالانوار ، ج 44 ، ص 217 باب « آلایات المأولة لشهادته » .
5. احقاق الحق ، قاضی نورالله تستری ، ج 11 ص 265 ، بحارالانوار ، ج 43 ص 261 ؛ تاریخ الاسلام ، ذهبی ، ج 5 ، ص 97 .
6. به مقاله ارزشمند « حسین منی و انا من حسین » از : محمد باقر بهبودی در « یادنامه علامه امینی » ، مقاله چهاردهم ، ص 305 مراجعه کنید .
7. صحیفه نور ، ج 13 ص 158 .
8. سنن ابنماجه، ج 1، ص 556. استیعاب، ج 1، ص 376. الجامعالصغیر، ج 1، ص 7.
9. پرتوی از عظمت امام حسین (ع)، لطفالله صافی، ص 33.
10. «حسین منی و انا منه، احبّ الله من احبّ حسیناً»، طبقات ابنسعد.
11. استیعاب، ج 1، ص 182. الجامع، ج 3، ص 148.
12. کامل، ج 3، ص 299. تاریخ طبری، ج 4، ص 356. ترمذی، ج 13، ص 198.
13. «انّ اوّل یدخل الجنه انا و انت و فاطمه و الحسن و الحسین. قال علی، فمحبّونا؟ قال: من ورائکم»، ذخائرالعقبی، ص 123. کنزالعمال، ج 6، ص 216.
14. «ان الحسن و الحسین هما ریحانتای من الدنیا»، کنزالعمال، ج 13، ص 671.
15. فرائدالسبطین، ج 1، ص 42، به نقل از پرتوی از عظمت امام حسین، لطفالله صافی، ص 39.
16. فرائدالسبطین، ص 25.
17. نورالابصار، ص 114.
شیعیان إثنى عشرى و محبان اهل بیت علیهم السّلام، ماه صفر را از ایام سوگوارى سال مى دانند. زیرا در ابتداى این ماه خانواده امام حسین علیه السّلام و بازماندگان واقعه کربلا...
را به صورت اسیرى وارد شام نمودند و آنان را در فشار روحى و روانى و مورد تحقیر و توهین قرار دادند، به طورى که یکى از فرزندان خردسال امام حسین علیه السّلام، به نام رقیه (س)، بر اثر این سختى هاى طاقت فرسا، در دمشق به لقاءاللّه پیوست. هم چنین، بیستم این ماه، اربعین شهادت امام حسین علیه السّلام و یارانش در کربلا است.
بنا به روایت علماى شیعه و برخى از علماى اهل سنت، در ۲۸ صفر، رحلت جانگداز رسول گرامى اسلام حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله و شهادت سبط پیامبر، حضرت امام حسن مجتبى علیه السّلام و در آخر این ماه، شهادت ثامن الحجج حضرت على بن موسى الرضا علیه السّلام واقع شده است. بدین جهت، شیعیان این ماه را همانند ماه محرم، به سوگوارى مى پردازند. در بسیارى از مراسم ها و محافل مذهبى، دو ماه محرم و صفر را پشت سر هم گرامى مى دارند و در آن ها به عزادارى مشغول مى باشند.
1 صفر الخیر :
- مسلمان شدن سه تن از مشركین مكه (عمرو بن عاص، خالد بن ولید و عثمان بن أبى طلحه) سال هشتم هجرى قمرى.
- وقوع جنگ صفین سال 37 هجرى قمرى.
- ورود اسیران واقعه كربلا به شام سال 61 هجرى قمرى.
- شورش اهالى بغداد بر ضد حكومت وقت سال 249 هجرى قمرى.
- قتل صاحبالزّنج و پایان یافتن فتنه زنگیان سال 270 هجرى قمرى.
2 صفر الخیر:
- شهادت زیدبن علی بن الحسین علیهم السلام سال 121 هجری قمری.
3 صفر الخیر:
- میلاد مسعود امام محمدباقر علیه السلام - سال 57 هجرى قمرى.
- درگذشت محمدبن عبدالله مشهور به حاکم نیشابوری سال 405 قمری.
- درگذشت آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی 1369 قمری.
5 صفر الخیر:
- شهادت حضرت رقیه بنت الحسین علیها و علیه السلام در خرابه شام - سال 61 هجرى قمرى.
6 صفر الخیر:
- صدور توقیع امام عصر ارواحنا فداه برای حسین بن روح نوبختی .
7 صفر الخیر:
- میلاد مسعود امام موسىكاظم علیه السلام سال 128 هجرى قمرى.
- شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام سال 50 قمری بنا بر نقل شیخ مفید علیه الرحمه.
- وفات فقیه عالی مقام آیت الله مرعشی نجفی رحمت الله علیه 1411 هجری قمری.
8 صفر الخیر:
- درگذشت سلمان محمدی فارسى - سال 35 هجرى قمرى.
- شكنجه وآزار ابنزیات، به دستور متوكل عباسى - سال 233 هجری قمری.
- رحلت فقیه اصولی آیت الله سید ابوالقاسم خویی 1413 قمری.
9 صفر الخیر:
- شهادت عمّار یاسر در 93 سالگی و خزیمه بن ثابت در جنگ صفین - سال 37 هجرى قمرى.
- درگذشت آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی 1416قمری.
- وقوع جنگ نهروان - سال 38 هجرى قمرى.
- درگذشت فقیه اهل بیت حاج شیخ محمدجعفر محمدی قوچانی.
10 صفر الخیر:
- درگذشت سلیمان بن عبدالملك اموى - سال 99 هجرى قمرى.
- درگذشت آیت الله محمدباقر ملکی میانجی در 95 سالگی در سال 1419 قمری.
- خلافت عمر بن عبدالعزیز اموى - سال 99 هجرى قمرى.
- وفات آیت الله سید عبدالهادی شیرازی 1382 قمری.
11 صفر الخیر:
- درگذشت آیت الله محمدعلی اردوبادی در سال 1380 قمری.
12 صفر الخیر:
- وفات هارون برادر و وزیر حضرت موسی علیهمالسلام.
13 صفر الخیر:
- وفات احمدبن شعیب نسایى (صاحب سنن كبیرنسایی) - سال 303 هجرى قمرى.
- درگذشت وکیل الرعایا کریم خان زند فرمانروای سلسله زندیه در سال 1193 قمری.
- اختیار حکمین در صفین و حیله عمروبن عاص سال 37 قمری.
14 صفر الخیر:
- خلع ابراهیم بن ولید از خلافت - سال 127 هجرى قمرى
- شهادت محمدبن ابی بکر کارگزار امیرالمومنین علیه السلام در مصر در سال 38 قمری(بنا بر قولی).
- ولادت حکیم ملا محمد فیض کاشانی در سال 1007 قمری.
- درگذشت آیت الله حاج شیخ محمدتقی بروجردی 1314 قمری.
15 صفر الخیر:
- شروع بیماری حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم.
- جنگ یزید بن مهلب با سپاهیان یزید بن عبدالملك - سال 102 هجرى قمرى.
- خلافت مروان حمار، آخرین خلیفه اموى - سال 127 هجرى قمرى.
- درگذشت حسین ابن عبیدالله ابن غضائری در سال 411 قمری.
17 صفر الخیر:
- شهادت حضرت رضا علیه السلام به نقل مرحوم طبرسی و ابن اثیر در سال 203 قمری.
- شهادت اویس قرنی در جنگ صفین سال 37 قمری.
- درگذشت علامه میرحامد حسین هندی مولف عبقات الانوار در لکنهو در سال 1306 قمری.
20 صفر الخیر:
- اربعین امام حسین علیه السلام
- زیارت قبر امام حسین علیه السلام از سوى جابر بن عبدالله.
- فاجعه بئر معونه و كشته شدن مبلغان اسلامی - سال سوم هجرى قمرى.
- درگذشت عالم بزرگ شیخ جعفر شوشتری در سال 1303 قمری.
22 صفر الخیر:
- مرگ الموفّق بالله عباسى - سال 278 هجرى قمرى.
- صدور توقیع شریف امام عصر ارواحنا فداه برای شیخ مفید علیه الرحمه و الرضوان 420 قمری.
23 صفر الخیر:
- درگذشت آیت الله شیخ محمدباقر نجفی اصفهانی در سال 1310 قمری.
- پی کردن ناقه حضرت صالح نبی علیه السلام توسط قومش
- گرفتار شدن حضرت یونس علیه السلام در شکم ماهی.
24 صفر الخیر:
- شدت یافتن بیماری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
- درگذشت صاحب بن عباد وزیر دانشمند دیلمیان در سال 385 قمری.
- شهادت آیت الله میرزا علی غروی تبریزی در سال 1419 قمری.
25 صفر الخیر:
- طلب نمودن شانه گوسفند و دوات از جانب پیامبر اعظم صلوات الله و سلامه علیه و آله برای معرفی جانشین خود.
26 صفر الخیر:
- درگذشت ثابت بن قره حرانی در سال 288 قمری.
- دستور پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلم به لشکر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با رومیان.
- سالروز انقراض حکومت امویان
27 صفر الخیر:
- کشته شدن اسود عنسى، به تدبیر فرماندار یمن - سال 11 هجرى قمرى.
- مأموریت اسامة بن زید براى تجهیز سپاه اسلام جهت نبرد با رومیان - سال 11 هجرى قمرى.
- رحلت آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری 1414 قمری.
28 صفر الخیر:
- رحلت جانگداز و شهادت گونه پیامبر اسلام صلوات الله و سلامه علیه و آله سال 11 هجرى قمرى.
- شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام - سال 50 هجرى قمرى.
- خلافت ابوبكر بن ابى قحافه - سال 11 هجرى قمرى.
- درگذشت موسى بن بغا از فرماندهان نظامى و تركنژاد متوكل عباسی- سال 264 هجرى قمرى.
30 صفر الخیر:
- شهادت ثامن الائمه حضرت امام رضا علیه السلام (آخرین روز ماه صفر ) سال 203.
- توطئه سران قریش براى كشتن پیامبر صلوات الله و سلامه علیه و آله - آخرین روز ماه صفر سال اول هجری.